***...تو فقط باید بمونی ای پناه آخر من تا که پر پر نشه بی تو همه ی بال و پر من...***

کاش می شد پرنده بودیم توی دست آسمون تا برای هم می ساختیم از پرهامون آشیون

من برای تو می ساختم سقفی از بال و پرم

تو می ذاشتی عاشقونه پر تو زیر سرم

نگاهم کن ! می ترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم تو جایی نداشته باشم . می ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصیف کنند . می ترسم کبوترانی که به سمت تو پرواز می دهم نارسا باشند . شب طولانی شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد . نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم ***

 دو پرنده یک پرواز
X
تبلیغات
رایتل
دو پرنده یک پرواز
هرگز نمی میرد آنکه دلش زنده شد به عشق...ثبت است در جریده ی عالم دوام ما
آرشیو
چهارشنبه 3 مرداد 1386
تولدت مبارک نفسم...

درود...

 ۳ مرداد ۱۳۶۷

و امروز ۳ مرداد ۱۳۸۶

نفسم جشن تولد ۱۹ سالگیت مبارک....

شب تولدت باز مثل پارسال

بی قرارم بی قراری مثل هر سال

هزارون گل سرخ هدیه به تو یار

آسمون ستاره بارون شده این بار

تو این دقیقه ها, اون لحظه ها همه می دونن

برای تو گل عشق و بیارن

به تو می گن شدی عروس گل ها

تولدت مبارک گل زیبا

و فقط تو

 

یکشنبه 31 تیر 1386
بدون شرح !

 

 

 

و فقط تو

 

دوشنبه 14 خرداد 1386
خسته...

فکر کنم که دیگه نه امیدی نه انگیزه ای و از همه مهمتر نه نفسی (!) واسه ادامه دادن نمونده باشه !

آره دیگه نمونده !...کم داره دل من سنگ صداتو....

دیروز داشتم آرشیو دو پرنده یک پرواز رو نگاه می کردم...کجا بودیم به کجا رسیدیم !

کلی دوست داشت اینجا کلی همسفر عشق ! نظراتشون بهم دلگرمی می داد واسه آهنگ سفر ! ولی از موقعی که یکی از کبوتر ها هم رفته اونها هم دیگه رفتند..........

پس کو اون عشق ؟

بدورد...........

٪٪٪

...به سرزمینی که گرچه تو نیستی اما خیال تو در آسمانش پر می زند...

...به آنجا که غروبش بوی رفتن تو و طلوعش رنگ بی بازگشتی توست...
...سرزمینی که همه جایش بوی غم دارد...

...اما عزیز دل می دانی که غم تو نیز آوای زیبای زندگی من است...
...آری من بی تو و در انتظار بازگشت محال تو ...

...به زندگی در این دنیا عادت کردم و تو چه خوب مفهوم عادت را می دانی...
...چون بیاد دارم روزی را که به من گفتی : به من عادت نکن...

...شاید آن روز باید به معنای این واژه می رسیدم...

...که تو مسافری و از شهر دل من کوچ خواهی کرد...
...تا همان ابدیتی که من در انتظارش نشسته ام...

...و تو چه زیبا معنای انتظار را می دانی .
...باز روزی را بخاطر دارم که گفتی : هرگز منتظر کسی نمان...

...و معنای این واژه همان سفر بی بازگشت تو بود...
...اما من از هر آنچه که خواستی به من بیاموزی تنها عادت و انتظار را آموختم...

...اما میدانی پشیمان نیستم .
...چون آنچه در مکتب تو آموختم مرا ماندنی کرد . مانده ام تا همیشه منتطر تو بمانم...

و فقط تو

   1       2       3       4       5       ...       8    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
بال های پرواز : 198580


Powered by ROUZBEH

عناوین آخرین یادداشت ها
X
تبلیغات
رایتل

دو پرنده یک پرواز