***...تو فقط باید بمونی ای پناه آخر من تا که پر پر نشه بی تو همه ی بال و پر من...***

کاش می شد پرنده بودیم توی دست آسمون تا برای هم می ساختیم از پرهامون آشیون

من برای تو می ساختم سقفی از بال و پرم

تو می ذاشتی عاشقونه پر تو زیر سرم

نگاهم کن ! می ترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم تو جایی نداشته باشم . می ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصیف کنند . می ترسم کبوترانی که به سمت تو پرواز می دهم نارسا باشند . شب طولانی شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد . نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم ***

 دو پرنده یک پرواز
X
تبلیغات
رایتل
دو پرنده یک پرواز
هرگز نمی میرد آنکه دلش زنده شد به عشق...ثبت است در جریده ی عالم دوام ما
آرشیو
جمعه 17 آذر 1385
خوب یا بد ؟

....اومدم که فقط آپ کرده باشم !

کمی حالم خرابه ! با این حال که باید خوب می بودم ؟ دیشب قرار بود می دیدمش ولی نشد که بشه ببینم...ریختم به هم ! با این حال که اگه می یومد بدتر از این بود که نمی یومد آره از طرفی خوب شد که نیومد ولی چرا ؟

حال عجیبی دارم....کاشکی که زنگ بزنه کاشکی که صداشو بشنوم....این طوری آروم می شم...کاشکی....

تنهای تنها خونه نشستم....

خدایا کرمی کن به حال ما...

تا درودی دیگر بدرود

فعلا...

راستی این روزها تنها به این شعر سعدی که از کتاب خودمون در آوردم آروم می شم از شعر  < اکسیر عشق > یه بیتش خیلی بهم نیرو می ده !!

کبوتری به دنبال پرواز

من چشم از او چگونه تونم داشت...کاول نظر به دیدن او دیده ور گشتم...

...نمی خوام به جز من دوستدار یکی دیگه بشی...

...نمی خوام لحظه ای حتی به فکر یکی دیگه باشی...

...نمی خوام صفای خنده ات را یکی دیگه ببینه...

...نمی خوام کسی نامش به لبهای تو بشینه...

...نمی خوام که نقش چهره ای در خاطرت بمونه...

...نمی خوام نگاهی ،به نگاه پاکت بیفته...

...نمی خوام به غیرازمن یکی دیگه دستتو بگیره...

...نمی خوام که بین ما جدایی خونه کنه...

نمی خوام..................................

 

و فقط تو

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
بال های پرواز : 198979


Powered by ROUZBEH

عناوین آخرین یادداشت ها
X
تبلیغات
رایتل

دو پرنده یک پرواز